به وقت نوشتن ، مي‌بينم كه چيزي هم انگار از قماش غريزه در كار نوشتن دخيل است. نوشته پيشاپيش اينجا در دل شب حضور دارد. نوشتن شايد بيرون از خود نوشتن باشد، در نوعي بي‌ترتيبي در زمانها: بين نوشتن و آنچه نوشته شده، بين آنچه نوشته شده و آنچه هنوز بايد نوشت، بين دانستن و ندانستن معناي نوشتن، شروع از مفهوم خالص و غرقگي در معنا و بعد هم رسيدن به بي‌معنايي.

حيات مجسم-مارگريت دوراس

 

 

تحويل بگيريد

 

بعد از چندين و چند وبلاگ از جمله خودم با ديگران خدابيامرز باز آغاز مي كنيم كه انگار قرار است به روال قبل نباشد. حداقل هفته اي يكبار به روزش مي كنيم. تحويل بگيريد: اين وبلاگ با ياري يكونات ريغماسي كارش را آغاز مي كند: سلام!

 

 

لینک نوشته